الشيخ المنتظري

182

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

كه در ابتداى آن آورده است : « علّم فيها النّاس الصّلاة على النّبى ( صلى الله عليه وآله و سلم ) » به مردم نحوه درود فرستادن بر رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) را تعليم داده است . حالا واقعاً حضرت مىخواسته نحوه درود فرستادن را به مردم ياد دهد يا مىخواسته با اين خطبه از رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) تجليل كرده باشد و مقام شامخ او را به مردم بفهماند و قهراً به ما هم ياد داده اند نحوه درود بر آن حضرت را ، در كلمات اين خطبه از خودِ حضرت نقل نشده كه اين خطبه براى تعليم به مردم است . مدح پروردگار متعال « اَللَّهُمَّ دَاحِىَ الْمَدْحُوَّاتِ ، وَدَاعِمَ الْمَسْمُوكَاتِ ، وَجَابِلَ الْقُلُوبِ عَلَى فِطْرَتِهَا ; شَقِيِّهَا وَسَعِيدِهَا » ( اى خداى گستراننده گسترده ها - زمينها - و نگاه دارنده بالاها - آسمانها - و آفريننده قلبها بر اساس فطرت آنها ، شقاوتمندان آنها و سعادتمندان آنها . ) « داحى » منادا و از مادّه « دحو » به معناى بسط است ، « دحو الارض » هم به معناى بسط و گسترانيدن زمين است ; البتّه منبسط بودن زمين به اين معنا نيست كه زمين كروى نيست ; زيرا اين امر بالوجدان ثابت شده و معناى انبساط هم در جاى خود خواهد آمد . يعنى اى خدايى كه گستراننده گسترده ها هستى ، همين زمين كه گسترده شده است و به نحوى است كه مردم روى آن خانه سازى و كشاورزى مىكنند . « و داعم المسموكات » ، « داعم » مناداست و در اصل « يا داعم » بوده و از مادّه « دعامة » به معناى ستون است ، ستون هم به اين لحاظ كه نگهدارنده سقف است « دعامة » نام دارد . « مسموكات » از مادّه « سَمْك » به معناى « رَفْع » است ، « مسموكات » را اهل لغت « مُسْمَكات » هم گفته اند ، « سمك » لازم و متعدّى استعمال شده ، و « سمك الله السّماء » يعنى خدا آسمان را بالا برد ; و عبارت نهج البلاغه بدين معنى است : و اى نگهدارنده و حفظ كننده آسمانها و آن چيزهايى كه بالا برده شده است .